جلال جلالى زاده

286

مبادى و اصطلاحات اصول فقه ( فارسى )

مفهوم حصر : اثبات نقيض حكم منطوق براى مسكوت‌عنه و انتفاى محصور از آن‌چه كه در آن محصور شده است . ادوات آن عبارتند از إنّما و إلّا . مفهوم زمان : حكم مقيد به ظرف زمان بر ثبوت حكم براى مسكوت‌عنه مخالف حكم منطوق دلالت مىكند ، مانند آيه‌ى الْحَجُّ أَشْهُرٌ مَعْلُوماتٌ فَمَنْ فَرَضَ فِيهِنَّ الْحَجَّ فَلا رَفَثَ وَ لا فُسُوقَ وَ لا جِدالَ فِي الْحَجِّ ( بقره / 197 ) . از اين آيه فهميده مىشود كه حج در غير از اين ماه‌ها واجب نيست . مفهوم شرط : دلالت لفظى كه در آن حكم مقيد به شرط شده است بر انتفاى حكم در هنگام انتفاى شرط مىباشد . مانند آيه‌ى وَ إِنْ كُنَّ أُولاتِ حَمْلٍ فَأَنْفِقُوا عَلَيْهِنَّ ( طلاق / 6 ) ، يعنى اگر حامله نباشد نفقه‌ى آن‌ها واجب نيست . مفهوم صفت : تعليق حكم بر صفت كه در هنگام انتفاى صفت ، دلالت بر نفى حكم مىكند ، مانند حديث « فى الغنم السائمة زكات » . مراد از صفت ، مطلق تقييد است چه نحوى باشد ، مانند مثال مذكور ، يا مضاف باشد ، مانند « فى سائمة الغنم زكات » ، يا مضاف‌اليه باشد ، مانند « مطل الغنم ظلم » ، يا ظرف زمان باشد مانند إِذا نُودِيَ لِلصَّلاةِ مِنْ يَوْمِ الْجُمُعَةِ ، يا ظرف مكان باشد ، مانند « بع فى مكان كذا » ، يعنى وصف بايد داراى مفهوم باشد و مفيد علت باشد ، ولى اگر داراى مفهوم نباشد ، مانند « ألا بيض يشبع اذا أكل » داراى مفهوم نيست ؛ چون « الأسود يشبع اذا أكل » نيز درست است . مفهوم عدد : تعليق حكم به عدد مخصوصى است . دلالت لفظى كه در آن حكم مقيد به عدد شده و بر انتفاى غير آن دلالت مىكند ، مانند فَاجْلِدُوهُمْ ثَمانِينَ جَلْدَةً ( نور / 4 ) ، كه بر نفى حكم از غير اين عدد چه بيشتر و چه كمتر دلالت مىكند . مفهوم علت : تعليق حكم بر علت . دلالت لفظى كه حكم در آن مقيد به علت شده بر نفى حكم در هنگام انتفاى علت دلالت مىكند ، مانند « ما أسكر فهو حرام » . منطوق اين لفظ تحريم مسكرات و مفهوم آن حلال بودن غير مسكرات است . ( أعط السائل لحاجته ) ؛ يعنى به نيازمند